2009-12-18

برنامه احتفال اول و دوم محرم:

برنامه احتفال اول و دوم محرم:
http://rapidshare.com/files/322426113/1_2.pdf

2009-11-01

ربودن و شکنجه یک شهروند بهائی

یک شهروند بهایی ساکن شیراز توسط افراد ناشناسی ربوده شد و مورد شکنجه و آزار قرار گرفت.

به گزارش هرانا به نقل از کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقای روح الله رضائی شهروند 46 ساله بهائی شیراز، هنگامی که دراوّلین ساعات بامداد مورخ 8/8/1388 از محلّ سوخت گیری ماشین شخصی اش به خانه و نزد همسر و دو فرزندش باز می گشت، توسط افراد ناشناس متوقّف، ربوده و به محلّ نامعلومی منتقل می شود. در این محل مورد تهدید وتوهین قرار گرفته و در یک اعدام نمایشی به دارآویخته می شود و در سرمای زیاد او را برهنه نموده و نقاط مختلف دست و سینه و پیشانی اش را با آتش سیگار سوزانده و سپس نامبرده را در یکی از جادّه های اطراف شیراز رها می سازند.

لازم به ذکر است آقای رضائی در سال 1360 در سن 18 سالگی نیز 5 سال را در پشت میله های زندان عادل آباد شیراز گذرانده و سخت ترین شرایط و وضعیّت و فشارهای شدید روحی و جسمی را فقط به دلیل مذهب خود تحمّل نموده است .

لینک مطلب:خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
http://hra-news.info/news/8174.aspx

بازداشت يك شهروند بهائی در ياسوج

یک شهروند بهایی ساکن یاسوج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش هرانا به نقل از کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مقارن ساعت 11 صبح روز 9 آبان 88 ماموران اداره اطلاعات شهرستان یاسوج با مراجعه به منزل يكي از شهروندان بهايي اين شهربه نام "علی بخش بذرافکن" با نشان دادن حکم بازرسی به تفتیش منزل نامبرده پرداخته وتمامی کتب و وسایل شخصی وي را ضبط کرده و سپس همراه ايشان به منزل پسرش " آرمان بذرافکن " مراجعه و منزل نامبرده را نيزمورد تفتیش قرار داده وکلیه كتب مذهبي وي را نیز ضبط مي كنند.

پس از پايان بازرسي كه حدود 2 ساعت بطول مي انجامد ماموران مربوطه علي بخش بذر افكن را بازداشت کردند كه بنا به اخبار واصله، نامبرده همچنان در بازداشت به سر میبرد .

لازم به ذکر است علي بخش بذرافکن پيش از اين عضو شوراي اداره كننده بهاييان ياسوج بوده كه اسفند ماه گذشته بنا بدستور دادستاني كل انقلاب تعطيل شد وي از آن تاريخ تاكنون هيچ نوع مسئوليتي در بين جامعه بهايي ياسوج نداشته است.

لینک مطلب:خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

2009-10-27

روز شمار نقض حقوق بشر شهروندان بهايي در مهرماه 88

روز شمار نقض حقوق بشر شهروندان بهايي در مهرماه 88
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
دوشنبه ، 4 آبان 1388

گزارش ذیل به همت کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دربردارنده مجموعه وقایع و موارد نقض گسترده حقوق شهروندان بهایی مربوط به مهرماه سال جاری در ایران است.

1 مهر : چهار نفر از شهروندان بهايي كاشان به نامهاي شهرزاد مهجور، روحيه فنائيان، سهيل حسيني پور و فريدون فلاح به دادگاه انقلاب فراخوانده شده كه پس از بازجويي آزاد شدند.

- مهران بندي زنداني بهايي شهرستان يزد پس از ده روز مرخصي ( به صورت توقف حكم ) با آنكه پزشكان وضعيت جسماني وي را مناسب زندان تشخيص نداده اند براي گذراندن باقي دوران محكوميت 3 سال و نيم خود به زندان بازگشت .

4 مهر : صهبا رضواني زنداني بهايي شهرستان سمنان كه در اوين دوران محكوميت 3 ساله خود را مي گذراند پس از 3 هفته مرخصي به زندان بازگشت.

- رزيتا ذبيحيان شهروند بهايي كاشان به دادگاه فراخوانده شد كه پس از بازجويي آزاد شد. قابل ذكر است نامبرده پيش از اين در تاريخ 16 شهريور ماه نيز به اطلاعات سپاه فراخوانده شده كه پس از بازجويي آزاد مي شود.

- هاله روحي يكي از زندانيان بهايي شيراز پس از 19 روز مرخصي موقت به زندان بازگشت تا دوران محكوميت 4 ساله خود را بگذراند .

5 مهر : جسد عزيزالله صبحي شهروند بهايي نجف آباد ( متوفي 23 شهريور ) كه تا اين تاريخ از بيمارستان به خانواده اش تحويل داده نشده بود بطور مخفيانه و بي اطلاع خانواده توسط ماموران شهرداري بدون مراسم خاكسپاري در قبرستان بهاييان اصفهان دفن شد.

- در ساعت 10 شب براي چندمين مرتبه شيشه هاي اتومبيل نظام الدين فنائيان ( همسر صهبا رضواني ) شهروند بهايي سمناني توسط چند موتور سوار شكسته مي شود كه ضاربين پس از آن متواري شدند .

- ماموران اداره اطلاعات به منزل سهيل روحاني فرد شهروند بهايي يزد هجوم مي آورند كه پس از تفتيش منزل، لوازم شخصی وی همچون كامپيوتر، موبايل و تعدادي سي دي را نیز ضبط و با خود مي برند .

8 مهر : به روحيه يزداني يكي از شهروندان بهايي زندان ياسوج ( محكوم به 2 سال زندان ) بدليل كمر درد شديد 10روز مرخصي داده شد.

- در طي روزهاي گذشته 6 نفر از بهاييان روستاي بهايي نشين مازگان از توابع كاشان به اطلاعات سپاه كاشان احضار شده كه پس از بازجويي آزاد مي شوند . اسامي شش نفر فوق الذكر عبارتست از : نورالله سميعي، شهرام احساني ، حشمت الله احساني ، نورالله شهيدي ، رحمت الله شهيدي و سياوش دبستاني .

10 مهر : شامگاه تاریخ مذکور، اتومبيل يكي از شهروندان بهايي شهرستان رفسنجان به نام فرزاد موهبتي در حاليكه در حياط منزلش پارك بوده توسط اشخاصي ناشناس به آتش كشيده مي شود اين عمل در حالي صورت مي گيرد كه چند روز پيش از آن شيشه هاي اتومبيل بهايي ديگري به نام محبوب بندي در رفسنجان توسط اشخاص ناشناسي شكسته شده بود.

13 مهر : به آقاي علي عسگر روانبخش و همسرش خانم زليخا موسوي ، دو تن از زندانيان بهايي شهرستان ياسوج كه دوران محكوميت دو ساله خود را مي گذرانند 3 روز مرخصي استعلاجي داده شد .

15 مهر : به ساسان تقوا يكي از زندانيان بهايي شيراز كه در حال گذراندن محكوميت 4 ساله اش است پنج روز مرخصي داده شد.

- شيشه هاي اتومبيل عادل فنائيان شهروند بهايي ساكن سمنان كه بتازگي از زندان آزاد شده توسط موتورسواراني ناشناس شكسته شد .

16 مهر : علي عسگر روانبخش و همسرش زليخا موسوي پس از گذراندن مرخصي سه روزه براي گذراندن ادامه محكوميت به زندان ياسوج بازگشتند.

- سمينار نقد و بررسي آراء و عقايد فرق و مذاهب در مشهد تشكيل شد كه طي آن سخنرانان از دين بهايي تحت عنوان" فرقه نما " نام بردند در اين گونه سمينارها سخنرانان با نطقهاي تحريك كننده و يكسويه به تحريك حاضرين براي ايجاد آزار و فشار بر بهاييان مي پردازند.

17 مهر : در ساعات نيمه شب اين روز مهران بندي زنداني يزد دچار مشكل قلبي شد كه از زندان به بهداري منتقل شد.

18 مهر : روحيه يزداني پس از گذراندن 10 روز مرخصي استعلاجي به زندان بازگشت.

- قربانعلي دري نجف آبادي امام جمعه اراك و نماينده ولي فقيه در استان مركزي كه پيش از اين دادستان كل كشور بود و در آن زمان شوراهاي اداره كننده بهاييان ( موسوم به خادمين ) را در شهرها تعطيل و غير قانوني اعلام كرده بود در اين روز در جمع بانوان اراك به ايراد سخنراني در رابطه با بهاييان پرداخت و فعاليتهاي مذهبي ايشان را مرموزانه ، خائنانه و جنايتكارانه توصيف كرد.

20 مهر : بهنام روحاني فرد شهروند بهايي ساكن يزد توسط ماموران امنيتي دستگير و به نقطه نامعلومي برده شد.

- مرخصي ساسان تقوا كه در اين روز به پايان مي رسيد 7 روز ديگر تمديد شد . ( بايد خاطر نشان ساخت نامبرده نزديك به دو سال است كه در زندان شيراز بطور انفرادي محكوميت 4 ساله خود را سپري مي كند )

22 مهر : مهران بندي زنداني يزد بار ديگر دچار حمله قلبي شد كه ماموران زندان وي را به اورژانس رساندند كه پس از آزمايش به زندان بر ميگردد همانطور كه پيش از اين ذكر شد نامبرده داراي ناراحتي قلبي است و پزشكان وضعيت جسماني وي را براي گذراندن زندان به هيچ وجه مناسب تشخيص نداده اند.

25 مهر : ماموران امنيتي اطلاعات خرمشهر به منزل يكي از شهروندان بهايي اين شهر به نام شهرام آزادي هجوم برده وپس از تفتيش منزل وي ، مدارك شناسايي ، كتب و موبايل نامبرده را با خود بردند.

26 مهر : دادگاه 7 نفر عضو گروه موسوم به " ياران ايران " ( مسئولين سابق جامعه بهايي ايران ) كه قرار بود در اين روز تشكيل شود براي چهار مين دفعه به تعويق افتاد . اين اشخاص كه شامل دو زن و پنج مرد هستند بيش از 17 ماه است در بازداشت به سر می برند.

- سهيل روحاني فرد برادر بهنام روحاني فرد ( دستگير شده در يزد ) در اين روز به اداره اطلاعات يزد احضار و بازداشت شد .

27 مهر : 9 نفر از شهروندان بهايي مشهد به ستاد خبري اداره اطلاعات احضار و پس از پرسش و پاسخ آزاد شدند . اسامي اين اشخاص عبارتست از : داور نبيل زاده، كاويز نوزدهي، رزيتا واثقي، سيما رجبيان، ناهيد قديري، نسرين قديري، سيما اشراقي، جلاير وحدت و هومن بخت آور .

- ساسان تقوا زنداني بهايي شهرستان شيراز پس از گذراندن مرخصي 12 روزه براي گذراندن باقيمانده محكوميت 4 ساله به زندان بازگشت .

- ماموران اداره اطلاعات ماهشهر به منزل شكرالله حاجياني شهروند بهايي اين شهر هجوم برده و پس از تفتيش منزل ، كتب و وسايل شخصي وي را ضبط و همسر ايشان صديقه حاجياني را نيز بازداشت كردند ( اين خانم عصر همانروز آزاد شد )

- پيمان كشفي شهروند بهايي ساكن تهران با احضاريه كتبي به دادگاه انقلاب تهران احضار شود و در همان مكان بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافت.
لینک خبر:

برگزاري دادگاه 9 شهروند بهايي در مشهد

برگزاري دادگاه 9 شهروند بهايي در مشهد
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
دوشنبه ، 4 آبان 1388

دومين و آخرين جلسه دادگاه 9 نفر از شهروندان بهايي ساكن مشهد در روز يكشنبه 3 آبان در دادگاه انقلاب شهر مذكور با حضور قاضي پرونده ، متهمين و وكلاي ايشان برگزار شد.

به گزارش کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اتهامات اين افراد مربوط به شركت آنان در جلسه مذهبي اي در سال 1384 مي باشد كه طي ماههاي اخير با شروع اعمال فشارهاي جديد بر جامعه بهايي ايران دوباره به جريان افتاده است .

از جمله اتهاماتي كه اين شهروندان بهايي به آن متهم شده اند ميتوان به تبليغ عليه نظام ، اقدام عليه امنيت ، تبليغ بهائيت ، تكثير سي دي و توهين به مقدسات اشاره كرد كه به فراخور پرونده هر كدام از اين اشخاص اين اتهامات هم متفاوت بوده است نكته قابل توجه اين پرونده ها ، نقش اداره اطلاعات به عنوان شاكي اين اشخاص مي باشد ولي تاكنون در هيچ كدام از جلسات دادگاه نماينده اي از اداره مذكور حاضر نبوده است. با پایان یافتن محاکمات دادگاه طی روزهای آینده نسبت به صدور حکم اقدام خواهد نمود.

اسامي اين 9 شهروند بهايي ساكن مشهد عبارت است از "داور نبيل زاده، هومن بخت آور، جلاير وحدت، رزيتا واثقي، سيما رجبيان، نسرين قديري، ناهيد قديري، كاويز نوزدهي و سيما اشراقي "
لینک خبر:

2009-10-24

یک شهروند بهایی ساکن یزد پس از احضار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

یک شهروند بهایی ساکن یزد پس از احضار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
2 آبان 1388

به گزارش هرانا به نقل از کمیته بهاییان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقاي "سهيل روحاني فرد" شهروند بهايي 44 ساله ساكن يزد (برادر بهنام روحاني فرد كه حدود 10 روز پيش بازداشت شده بود)، روز يكشنبه مورخ 26 مهرماه به اداره اطلاعات شهر يزد احضار شده بود که پس از مراجعه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

قابل ذكر است منزل نامبرده در 5 مهر ماه سال جاري توسط نیروهای امنيتي تفتيش و كامپيوتر، موبايل و بعضي وسايل شخصي دیگر نامبرده ضبط شده بود.

آخرین خبرها از ایران ۲۸ مهر ۱۳۸۸ (۲۰ اکتبر ۲۰۰۹)

آخرین خبرها از ایران:
سرویس خبری جامعه جهانی بهائی
۲۸ مهر ۱۳۸۸ (۲۰ اکتبر ۲۰۰۹)

ملاقات هفتگی اعضای سابق یاران؛ برگزار نشدن محاکمه
در ٢٠ مهر ١٣٨٨ (١٢ اکتبر ٢٠٠٩)، همۀ اعضای سابق 'یاران' با خانواده های خود ملاقات داشتند؛ ملاقات ها از پشت شیشه انجام شد. محاکمۀ این افراد قرار بود در ٢٦ مهر ١٣٨٨ (١٨ اکتبر ٢٠٠٩) برگزار شود، وکلای آنها علیرغم دریافت نکردن ابلاغيۀ رسمی مبنی بر تشکیل دادگاه، روز ٢٦ مهر در محل حاضر شدند؛ اما به آنها اطلاع داده شد که محاکمه در آن روز انجام نخواهد شد. تاریخ دیگری براى دادگاه تعیین نشده است.




سمنان: تخریب اتومبیل آقای عادل فنائیان توسط مهاجمان
١٥ مهر ١٣٨٨ (٧ اکتبر ٢٠٠٩) شیشه های اتومبیل آقای عادل فنائیان اهل سمنان توسط خرابکاران شکسته شد؛ اتومبیل مقابل منزل او پارک شده بود. آقای فنائیان در ١١ تیر ١٣٨٨ (٢ ژوئیه ٢٠٠٩) پس از اتمام دوران شش ماهۀ زندان، آزاد شد.



یزد: دستگیری آقای بهنام روحانی فرد
آقای بهنام روحانی فرد که اخیراً از یزد به تهران نقل مکان کرده بود، توسط مأموران وزارت اطلاعات در ٢٠ مهر ١٣٨٨ (١٢ اکتبر ٢٠٠٩) دستگیر شد. از محل فعلى او اطلاعى در دست نیست. بنا به گزارش های تأیید نشده، آقای روحانی فرد در جريان سفرى با اتومبيل خودش به یزد برای شرکت در مراسم خاکسپاری یکی از خویشان دستگير شده است.

2009-10-23

مجلس نمایندگان آمریکا در مورد هفت بهائی ایرانی قطعنامه صادر کرد

مجلس نمایندگان آمریکا
مجلس نمایندگان آمریکا در مورد هفت بهائی ایرانی قطعنامه صادر کرد
بی بی سی فارسی
پنج شنبه 22 اکتبر 2009 - 30 مهر 1388

مجلس نمایندگان آمریکا با صدور قطعنامه ای خواهان آزادی هفت رهبر بهاییان ایران که بیش از یک سال و نیم است بر اساس قرار بازداشت موقت زندانی بوده اند شده است.

این مجلس در قطعنامه 175 خود که با 407 رای در مقابل دو رای منفی تصویب شد آنچه را "آزار و اذیت های سازمان یافته دولت ایران علیه بهائیان" می خواند محکوم کرده است.

مجلس نمایندگان آمریکا در اوت سال 2008 نیز طی قطعنامه ای آنچه را که تبعیض های دولت ایران علیه ایرانیان بهایی توصیف کرد محکوم کرده بود.

مقام های ایرانی بارها ضمن رد این اتهام، تاکید کرده اند که بر اساس قانون اساسی و موازین اسلامی با اقلیت های دینی و مخالفان رفتار می کنند، هرچند قانون اساسی ایران بهائیت را به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت نمی شناسد.

مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه "غیر لازم الاجرای" خود را پنجشنبه (22 اکتبر) خطاب به روسای جمهوری آمریکا، وزیر امور خارجه این کشور و دولت ایران صادر کرد.

اکثریت اعضای این مجلس که در کنترل حزب دموکرات است، در قطعنامه مذکور دولت ایران را به "نقض معاهدات بین المللی حقوق بشر" متهم کرده اند.

مجلس نمایندگان آمریکا در قطعنامه اش به صراحت از دولت ایران می خواهد که هفت چهره ممتاز جامعه بهایی را فورا آزاد کند.

فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، در زمان بازداشت عضو گروهی بنام "یاران" بودند که سرپرستی جامعه بهایی در ایران را برعهده دارد.

شش نفر آن ها در 14 مه سال 2008 میلادی بازداشت شدند. این افراد در زندان اوین تهران محبوسند.


"پرونده حجیم"
جلسه محاکمه این افراد قرار بود روز یکشنبه (18 اکتبر) در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود که به دلایلی لغو شد.

عبدالفتاح سلطانی، یکی از وکلای این هفت نفر به بی بی سی فارسی گفته است که معاونت امنیت دادستان تهران که اخیرا منحل شد، هفت اتهام "سنگین" از جمله جاسوسی، افساد فی الارض و محاربه را علیه موکلینش مطرح کرده است.

آقای سلطانی پرونده این افراد را "حجیم" و "غیرعادی" توصیف کرد و تمدید قرار بازداشت موقت آنان در حالی که به گفته او، تحقیقات دادستان ها خاتمه یافته را غیرقانونی دانست.

قربانعلی دری نجف آبادی دادستان وقت ایران در ماه فوریه 2009 اعلام کرده بود که فعالیت های تشکیلات بهایی در تمامی رده ها و نیز هر تشکیلات جایگزین آن غیر قانونی و ممنوع است.

او گفته بود، ضدیت بهائیان با اسلام و نظام اسلامی محرز و خطر آن ها برای امنیت ملی مستند است.

بهائیان می گویند که بر اساس اصول اعتقادی خود در امور سیاسی دخالتی ندارند و از قوانین کشور اطاعت می کنند.

عبدالفتاح سلطانی به بی بی سی فارسی گفت که موکلینش اقدامی علیه امنیت ملی نکرده اند.

او گفت این هفت نفر هیچ گناهی نکرده اند، "جز این که اعتقاداتشان با اعتقادات بنده و خیلی از ایرانیان متفاوت است، یعنی دین بهائیت را دارند و اعتقاد به بهایی بودن صرف نظر از این که این اعتقاد درست یا غلط است، نه جرم است و نه عمل زشتی. حق هر انسانیست که هر دینی که خواست را انتخاب بکند."

مجلس نمایندگان آمریکا در قطعنامه خود از باراک اوباما، رئیس جمهوری و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا خواسته است که "نقض حقوق بشر در ایران" را محکوم کنند و از ایران بخواهند همه افرادی که به گفته این مجلس در ایران به خاطر اعتقادات دینی زندانی هستند از جمله هفت نفر یاد شده را آزاد کند.

مارک کرک، نماینده جمهوریخواه ایالت ایلینوی که بهاییان در شهر شیکاگوی آن معبد مهمی دارند، تدوینگر اصلی قطعنامه 175 مجلس نمایندگان است.

مارک کرک روز چهارشنبه در صحن مجلس نمایندگان گفت: "اگر دیپلمات های ما، بهائیان در ایران را نادیده بگیرند و صدای فعالان حقوق بشر را ساکت کنند، آمریکا در آزمون اخلاقی بزرگی رد خواهد شد."

برخی از فعالان حقوق بشر از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، دولت باراک اوباما را به نادیده گرفتن وضع حقوق بشر در ایران متهم کرده اند.

در همین رابطه، کمیسیون آزادی بین المللی ادیان وابسته به وزارت امور خارجه آمریکا هفته گذشته به وزیر امور خارجه این کشور توصیه کرد که موضوع حقوق بشر را به عنوان "بخش جدایی ناپذیر" مذاکرات گروه 1+5 با ایران در نظر بگیرد.

هیلاری کلینتون می گوید که نگران وضع حقوق بشر در ایران است و از "آرمان های مشروع" مردم ایران حمایت می کند، اما در مذاکرات جاری بر حل و فصل مناقشه اتمی تمرکز کرده است.

لینک مطلب:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091022_wkf_bahais_house.shtml

نماینده ی کنگره ی آمریکا: «به دیکتاتورها در ایران می گوییم زندانیان سیاسی بویژه بهاییان را آزاد کنید»

کنگره آمریکا
نماینده ی کنگره ی آمریکا: «به دیکتاتورها در ایران می گوییم زندانیان سیاسی بویژه بهاییان را آزاد کنید»
22 اکتبر 2009
سیامک دهقانپور
صدای آمریکا

مجلس نمایندگان آمریکا با تصویب قطعنامه ای حکومت ایران را برای نقض مداوم حقوق بشر، و شکنجه و آزار بهاییان محکوم کرد. قطعنامه با رای چهارصد و هفت عضو کنگره در برابر دو رای مخالف به تصویب رسید.

قانونگزاران دموکرات و جمهوریخواه تاکید دارند برغم مذاکرات حساس هسته ای با ایران در برابر نقض حقوق بشر در ایران ساکت نمی نشینند.

دقیقا در ساعاتی که وین صحنه ی مذاکرات هسته ای با ایران بود و گزارش ها از دیدار دو جانبه ی نماینده ی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و معاون وزارت انرژی آمریکا حکایت داشت؛ دایان واتسن، عضو دموکرات کمیته ی امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، تاکید کرد این مذاکرات حساس نباید باعث شود ما حقوق اساسی مردم ایران را فراموش کنیم.

در میان ایرانیان این نگرانی قوت می گیرد که مبادا نقض حقوق بشر وجه المصالحه ی توافق میان ایران و آمریکا قرار گیرد.

مارک کرک، رئیس جمهوریخواه کارگروه ایران در کنگره، منتقد دولت اوباما، تاکید کرد در حالی که پرزیدنت اوباما سیاست تعامل با دیکتاتورهای بیرحم ایران را پی می گیرد نباید فراموش کنیم با چه افرادی رو در رو هستیم.

کرک گفت ایران حقوق اساسی مردمش را زیر پا می گذارد و اقلیت های آن کشور بویژه بهاییان را با اتهام ارتداد، جاسوسی برای اسرائیل، و تبلیغ علیه نظام، حبس و اعدام می کند.

قطعنامه ی صد و هفتاد و پنج مجلس نمایندگان آمریکا با مروری بر سابقه ی آزار و ایذاء و کشتار بهاییان در ایران نسبت به وضعیت رهبران حدود سیصد و سی هزار بهایی در ایران عمیقا ابراز نگرانی می کند.

برغم تعویق دوباره ی محاکمه ی رهبران جامعه ی بهایی؛ مارک کرک، تنظیم کننده ی قطعنامه، با اشاره به سه دوره اعدام بهاییان در گذشته نسبت به تکرار چنین فاجعه ای هشدار می دهد.

قطعنامه از حکومت ایران خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط هفت رهبر بهاییان و دیگر زندانیان مذهبی از جمله فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، مهوش ثابت، وحید تیزفهم، رها ثابت، ساسان تقوی، و هاله روحی شده است.

قطعنامه از پرزیدنت اوباما و هیلری کلینتون، وزیر خارجه، می خواهد در همکاری بین المللی به فوریت ادامه ی نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرده، و خواستار آزادی فوری این زندانیان شوند. مارک کرک می گوید امروز مجلس نمایندگان پیام مهمی برای رژیم ایران می فرستد: کنگره ی آمریکا رفتار رژیم ایران را در قتل و کشتار زنان و کودکان بیگناه افشا می کند و به دیکتاتورها در ایران می گوییم زندانیان سیاسی بویژه بهاییان در بند را آزاد کنید.

لینک مطلب:

2009-10-21

قانون تنها عنوانی حک شده در کنار نام سرزمین من ایران

صبا محب پور
صبا محب‌پور، جوان محروم از تحصیل بهایی: «قانون، تنها عنوانی حک شده در کنار نام سرزمین من ایران است»

شماره (898-2009
29 مهر 1388
کمیته گزارشگران حقوق بشر -

محرومیت بهاییان از تحصیل دارای سابقه‌ای سی‌ساله است. در چندسال اخیر همواره مراجعه و پیگیری دانشجویان و داوطلبان محروم از تحصیل بهایی به ارگان‌های مختلف بی‌نتیجه مانده است و هرسال تعداد دیگری از جوانان ایرانی به دلیل اعتقادات دینی‌شان به جمع محرومین از تحصیل پیوسته‌اند. کنکور سراسری سال 88 نیز به طرق مختلف داوطلبان بهایی را از ادامه تحصیل بازداشت. عده‌ای در کارنامه مرحله‌ی اول با نقص پرونده روبرو شدند. عده‌ای از داوطلبان بهایی دیگر از این مرحله عبور نموده و پس از انتخاب رشته با نقص پرونده مواجه گشتند. گزارش‌ها حاکی از آن است که تعدادی از داوطلبانی که از این مرحله نیز عبور نمودند و در دانشگاه پذیرفته شدند در مرحله ثبت‌نام با مشکل مواجه گشته و ثبت‌نامشان مشروط به انکار عقاید مذهبی‌شان گشته است. صبا محب‌پور یکی از داوطلبانی است که پس از عبور از مرحله اول پس از انتخاب رشته با نقص پرونده مواجه شده است. آنچه در پی می‌آید شرح محرومیت وی از زبان خودش است:

"قانون تنها عنوانی حک شده در کنار نام سرزمین من ایران"
ساعت 7:30 صبح 22/6/1388 (اولین روزی که جهت پیگیری حق تحصیل از دست رفته ام اقدام می کردم) روبروی درب سازمان سنجش واقع در مشکین دشت کرج ایستاده بودم . در جواب انتخاب رشته کنکور برای من پیامی با عنوان "نقص پرونده" با کد 0113 ذکر شده بود. ده روزی را صرف آن کردم تا شاید دلیلی برای این عنوان و جوابی برای بخش کوچکی از انبوه سوالاتی که از دوران کودکی به عنوان یک ایرانی بهایی با آن دست به گریبان بوده ام بیابم، " چرا حق تحصیل به من داده نمی شود ؟ حقی که از ابتدائی ترین حقوق انسانی در سراسر جهان است". جوابهائی که به سوالاتم دادند دیدم را نسبت به نهادها، ادارات و سازمانهای کشورم که ظاهرا باید حافظ حقوق من باشند نه ناقض آن به کلی تغییر داد. وقتی می بینم که نماینده ی سازمان ملل و کمیته ی حقوق بشر به من می گویند که آنان وجود خارجی نداشته و فقط عنوانی تشریفاتی دارند، وقتی حقم را می گیرند و به جای آن تهمت و دروغ تحویلم می دهند در حالی که حق اعتراض ندارم؛ یا شاید زمانی که فردی را با نام رئیس گزینش سازمان سنجش تعیین می کنند تا معنای کلمه ی سنجش را با گزینش به کلی تغییر دهند، وقتی که رئیس گزینش صراحتا از من می خواهد تا دست از اعتقاداتم بردارم تا به من تحصیل بفروشند، وقتی که می بینم حقم را می گیرند، برایم شرط می گذارند، باورهایم را زیر سوال می برند و اجازه ای برای مطالبه ی آن ندارم (تا جایی که نماینده ی سازمان ملل از من می خواهد تا آن محل را ترک کنم زیرا در غیر این صورت اگر مسئولین متوجه شوند آنجا هستم برایم گران تمام می شود.) هر چند این صحنه ها برای اغلب مردم ایران آشناست و شاید به خاطر همین بی قانونی ها، بی عدالتی ها و نقض فاحش حقوق انسانی است که دیگر این صحنه ها رنگ و بویی ندارند، باورش سخت است که ایران من با آن سابقه دیرین در تمدن و فرهنگ، با کتیبه ای که نام ایران و احترام به حقوق انسانها بر آن نقش بسته، امروز غوطه ور در بی قانونی، بی عدالتی و حق کشی باشد؛ مفاهیمی از عدالت، انصاف، حقوق، مقام انسان، رعایت قوانین، مسئولیتها و وظائفی که در دوازده سال مدرسه از ما امتحان گرفتند و در کنکور سنجیدند، اما خود، امروزه در این سنجش عدالت مردودند.

جوان ایرانی را آنگاه که بر اعتقاداتش استوار است به زندان می اندازند و از تحصیل محروم می کنند تا او را از جامعه اش طرد کنند. امنیت، غرور و احساساتش را می گیرند تا بر او سلطه یابند و باورهایش را می پوشانند تا او را جز مقلدی از خرافات نبینند. جوانی که بی شک آینده ی این کشور در دستان اوست!

در سازمان سنجش مشکین دشت کرج به اتاقی برای تکمیل فرم مراجعه کردم، فکر می کردم مسئول آنجا که فامیلیش را از ما مخفی نگه می داشت، امضایش را گاهی محرمانه و گاهی بی ارزش می دانست و هیچ تسلطی بر کارش نداشت، همه امور را در دست دارد اگر چه در پیگیری های بعدی متوجه شدم که او نیز تنها مهره ای در چرخش بی سرانجام احقاق حق است. فرمی را پر کردم و بعد از بحث و صحبت طولانی، وقتی دیدم ایشان به هیچ وجه به حرفهایم گوش نمی دهد و تنها جمله ای را تکرار می کند که " این مسائل در حیطه ی وظائف من نیست " تصمیم به ادامه شکایاتم به وزارت علوم و سازمان سنجش تهران گرفتم.

در مراجعه به سازمان سنجش تهران آقای نوربخش (مسئول گزینش سازمان سنجش) با بیان اینکه با من حرفی ندارند، اجازه ی ملاقات ندادند ولی با مراجعات مکرر بالاخره توانستم بصورت تصادفی دو بار ایشان را ببینم و با ایشان صحبتی داشته باشم. آقای نوربخش با صراحت تمام از من خواستند با نوشتن متنی مبنی بر اینکه مسلمان هستم و نسبت به تشکیلات بهایی (که در ایران وجود ندارد) احساس انزجار می کنم اجازه دهند وارد دانشگاه شوم (هر چند که باز هم بعید به نظر می رسد !) و هنگامی که با این اقدام مخالفت کردم با بی تفاوتی به دفترشان رفتند. چندین بار به وزارت علوم رفتم و بعد از شکایات و رفت و آمدهای بسیار توانستم توسط نامه ای که از دفتر ریاست جمهوری دریافت کرده بودم با آقای رستمی مشاور وزیر در بخش شکایات وزارت علوم دیداری 20 دقیقه ای داشته باشم.

ایشان با ذکر این مساله که طبق قانون شورای انقلاب فرهنگی در صورتی اجازه اخراج بهاییان را دارند که آنان ابراز کرده باشند بهایی هستند قول دادند که با مسئولان مربوطه (آقای نوربخش و ...) صحبت خواهند کرد؛ در مراجعات بعدی ایشان به من گفتند آقای نوربخش نیز این مساله را تائید کرده اند. به شورای انقلاب فرهنگی مراجعه کردم، در ابتدا منکر آن می شدند که این موضوع به آنان ارتباطی داشته باشد ولی در نهایت این مساله را متذکر شدند که سازمان سنجش طبق نامه ای این مورد (ممنوعیت و اخراج بهائیان از تحصیل) را از ما خواسته، ما آنرا تصویب کرده ایم و در نهایت به تائید دولت هم رسیده و دوباره به سازمان سنجش ارجاع داده شده و چون این سازمان وظیفه ی اجرایی آن را بر عهده دارد باید به آنجا مراجعه کنم. نکته ی بسیار مهم برای من اینست که در کتابهایمان خوانده بودیم در کشور مرجعی به نام قانون اساسی داریم که کلیه قوانین باید با اصول آن هماهنگ و هم جهت باشند (گرچه خود این قانون با معیار های بین المللی مغایرت بسیار دارد) با این وجود سازمانهایی چون شورای انقلاب فرهنگی قوانینی تصویب می کنند که با قانون اساسی مغایر است و از همه جالب تر این که باز هم به نوعی خلاف آن عمل می شود ؟!

در نهایت به کمیسیون حقوق بشر اسلامی و دفتر سازمان ملل متحد رفتم. در کمیسیون، پرونده ای در این خصوص تشکیل دادند و شکایتی را به وزارت علوم فرستادند هر چند یکی از مسئولان آنجا به من گفتند که این شکایات نتیجه ای نخواهد داشت و کاملا تشریفاتی است، کاملا مشابه همان مطلبی که یکی از نمایندگان در دفتر سازمان ملل به بنده گفتند مبنی بر اینکه در ایران فرمی تهیه شده است و مواردی را که ما نباید در آن دخالت کنیم برای ما مشخص کرده اند از جمله مسائل مربوط به ادیان و رسیدگی به شکایات شخصی؛ به صراحت کامل به من گفتند که در اینجا هر گونه شکایتی انجام بدهی سرنوشتی جز سطل زباله نخواهد داشت.

امروز 20 مهر ماه در موقعیتی هستم که نه تنها هیچ پاسخی برای سوالاتم نگرفته ام بلکه صدها پرسش دیگر نیز برایم ایجاد شده است ولی این باعث نخواهد شد تا از کوشش، تلاش و زجرهائی که 166 سال برای احقاق حقوق تک تک افراد ایرانی بالاخص بهائی انجام شده شانه خالی کنم؛ اگر چه رعایت عدالت، قانون، اخلاق و تمامی اصول و منطق در مقابله با من نادیده انگاشته شود.

صفحات قانون اساسی را دوباره ورق زدم، تعدادی از اصول آنرا مطالعه کردم و بسیار متعجب شدم که شاید این کتاب قانون کشوری دیگر باشد. دوباره روی جلد آنرا نگاه کردم.

بلی قانون در سرزمین من تنها نامی حک شده در کنار کلمه مقدس ایران است.
صبا محب پور
20/07/1388

* تصویر اول پس از وارد نمودن مشخصات یکی از داوطلبان بهایی در سایت سازمان سنجش در اعلام نتایج اولیه به دست آمده است. تعداد زیادی از داوطلبان بهایی کنکور سراسری 88 پس از وارد نمودن مشخصاتشان با پیغام نقص پرونده مواجه شدند.

* تصویر دوم پس از وارد نمودن مشخصات صبا محب‌پور در زمان دریافت نتایج انتخاب رشته به دست آمده است و آنطور که مشاهده می‌شود وی با پیغام نقص پرونده مواجه شده است. تعداد دیگری از داوطلبان بهایی که در کارنامه اولیه با پیغام نقص پرونده مواجه نشده بودند در اعلام نتایج انتخاب رشته با این پیغام روبرو گشتند.

برای دیدن تصویر بزرگتر، کلیک کنید
برای دیدن تصویر بزرگتر، کلیک کنید

2009-10-20

دفاع گروهی از مسلمانان از بهائیان در دنیای مجازی

دفاع گروهی از مسلمانان از بهائیان در دنیای مجازی
رادیو فردا (۱۳۸۸/۰۷/۱۴)
آرش البرزی

شبکه مسلمانان برای دفاع از حقوق بهائيان، گروهی مجازی است که اخيراً انيميشنی در مورد وضعيت شهروندان بهايی در ايران ساخته است.اين گروه در چارچوب سايت جوانان خاورميانه فعاليت می‌کند. اين سايت مسايل اقليت‌های مختلف قومی، مذهبی، جنسی و غيره را در خاورميانه پوشش می‌دهد و سعی می‌کند از آزادی بيان و حقوق بشر در اين منطقه پشتيبانی کند «اسراء الشافعی»، دختر ۲۲ ساله بحرينی و بنيانگذار اين سايت سال گذشته، به دليل استفاده از اينترنت به عنوان ابرازی تأثيرگذار بر جامعه، موفق به دريافت جايزه از دانشگاه هاروارد شد.راديو فردا با اسراء الشافعی در مورد شبکه مسلمانان هوادار بهائيان و انيميشن جديد اين گروه گفت‌وگو کرده است.

راديو فردا: خانم الشافعی، چرا و چه زمانی شبکه مسلمانان برای دفاع از بهائيان به وجود آمد؟ اهداف اين گروه چيست؟
اسراء الشافعی: شبکه مسلمانان برای دفاع از حقوق بهائيان در ژوئن ۲۰۰۷ به وجود آمد. دليل به وجود آمدن اين گروه اين بود که بسياری از بهائيان در کشورهای مسلمان مورد اذيت و آزار قرار می‌گيرند و اين وظيفه ما مسلمانان است که از حقوق آنها دفاع کند.به دليل حساس بودن موضوع، اعتراض‌های کمی در مورد نقض حقوق بشر بهائيان صورت می‌گيرد. اين امر بايد تغيير کند و ما مسلمانان بايد از آنها پشتيبانی کنيم. اگر فقط بهائيان، برای به دست آوردن حقوق خود تلاش کنند، اميد چندانی نيست که موفق شوند.من شبکه مسلمانان برای دفاع از حقوق بهائيان را راه‌اندازی کردم چون معتقد بودم که من تنها مسلمانی نيستم که به اين موضوع اعتقاد دارم.مسلمانان از نقاط مختلف دنيا در مدت کمی به ما پيوستند تا با دفاع از حقوق بهائيان، بگويند که دين اسلام با نقض حقوق بهائيان موافق نیست.

آيا در این شبکه عضو ايرانی داريد؟
بله ما اعضا و هواداران ايرانی داريم. آنها بعضی اوقات مطلبی در اين مورد می‌نويسند و يا مقالات، فيلم‌های ويدئويی و يا نوشته‌های وبلاگ‌ها را ترجمه می‌کنند. تعداد ايرانی‌های مسلمانی که به ما می‌پيوندند در حال رشد است.

آيا از اقليت‌های ديگر نيز حمايت می‌کنيد؟
شبکه مسلمان برای دفاع از حقوق بهائيان يکی از پروژه‌های (ميد ايست.کام) يا جوانان خاورميانه است که از کردها، کارگران مهاجر و روشنفکرانی از طيف‌های مختلف دفاع می‌کند. ما در مورد حقوق بشر اقليت‌های مذهبی و قومی در خاورميانه پافشاری می‌کنيم.

واکنش مسلمانان به اين پروژه چگونه بود؟
در ابتدای پروژه، واکنش‌ها منفی بود و برخی ما را به جاسوسی و کافر شدن و...متهم می‌کردند. اما به تدريج واکنش مسلمانان بيشتر و بيشتر مثبت شد و مشخص شد که اين افراد بی‌گناه هستند و برای حقوق خود مبارزه می‌کنند.البته هنوز هم کسانی هستند که نظرات منفی برای ما می‌فرستند و يکی از دلايل چنين برخوردی تصوير اشتباه مسلمانان از بهائيان است چرا که آنها را در رابطه با صيهونيسم و حتی شيطان‌پرستی می‌دانند. با این حال من مطمئنم که هر چه بيشتر مردم در مورد واقعيت بدانند چنين طرز فکری تغيير می‌کند.

چرا انيميشن را برای بازگو کردن مشکلات بهائيان در ايران انتخاب کرديد؟
انيميشن جالب است و می‌تواند توجه بسياری را به خود جلب کند. ما در عصری زندگی می‌کنيم که بسياری از خواندن مطالب خسته می‌شوند و جنگی بر اينترنت جريان دارد تا هر کس خبر خود را به گوش بقيه برساند و مورد توجه قرار گيرد.بنابراين ما به دنبال راه‌های خلاقانه‌ای هستيم تا بتوانيم مردم را جذب کنيم و با انيميشن و موزيک ما قادريم توجه بسیاری از افراد، بخصوص جوانان را جلب کنيم.

لینک مطلب:

2009-10-18

تعويق محاکمهء بهائيان بدون تعيين تاريخ ديگرى

تعويق محاکمهء بهائيان بدون تعيين تاريخ ديگرى
۲۶ مهر ۱۳۸۸ (۱۸ اکتبر ۲۰۰۹)
ژنو، سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی۲۶ مهر ۱۳۸۸ (۱۸ اکتبر ۲۰۰۹)

قرار بود امروز محاکمۂ ۷ تن رهبران جامعۂ بهائيان ايران، که بيش از هفده ماه است در ايران زندانى هستند، برگزار شود. اما وقتى وکلا و خانواده هاى آنها به محل دادگاه در تهران مراجعه کردند به ايشان اطلاع داده شد که اين محاکمه انجام نمى شود. تاريخ ديگرى براى دادگاه تعيين نشده است.

ديان علائى، نمايندۂ جامعۂ جهانى بهائى در دفتر سازمان ملل در ژنو، گفت: «وقت آن رسيده است که اين هفت انسان بيگناه را فوراً به قيد ضمانت آزاد کنند.»

«اين هفت نفر، که تنها 'جرم' آنها اعتقادات دينی شان است، دوباره در برزخ حقوقى و بى خبرى مطلق از روندِ پيشِ رو گرفتار شدند. همۂ شواهد اين بازى حکم مى کند که بازداشت غيرقانونى اين افراد بايد خاتمه پيدا کند.»

اين هفت نفر عبارتند از خانم فريبا کمال آبادى، آقاى جمالالدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، خانم مهوش ثابت، آقاى بهروز توکلى و آقاى وحيد تيز فهم.

بنا به گزارش خبرگزارى رسمى ايران اين افراد به «جاسوسى براى اسرائيل، توهين به مقدسات اسلامى، و تبليغ بر عليه جمهورى اسلامى» متهم هستند. به آنها اتهام «مفسد فى الارض» بودن نيز زده شده است.

از هفتۂ گذشته با نرسيدن ابلاغيۂ قانونى به وکلاى اين متهمان به نظر مى رسيد که محاکمۂ آنها بار ديگر به تعويق خواهد افتاد.
خانم علائى گفت: «اين واقعيت که به وکلاى آنها ابلاغيه اى داده نشده و تاريخ ديگرى هم براى محاکمه تعيين نگرديده، جدا از نقضِ موازينِ حقوقىِ شناخته شدۂ بين المللى، مورد ديگرى ازموارد متعدد زيرپا گذاشتن قوانين حقوقى خود ايران است که از ابتدا با اين پرونده همراه بوده است.»

« ادامه بازداشت هفت مدیر جامعه بهایی، تنها اضافه نمودن باری بر دوش پرونده نقض حقوق بشر حاکمیت است»

عبدالفتاح سلطانی عبدالفتاح سلطانی در گفتگو با کمیته گزارشگران حقوق بشر:
« ادامه بازداشت هفت مدیر جامعه بهایی، تنها اضافه نمودن باری بر دوش پرونده نقض حقوق بشر حاکمیت است»
شماره 887-2009
26 مهر 1388

کمیته گزارشگران حقوق بشر – هفت مدیر جامعه بهایی ایران موسوم به "یاران ایران" پس از گذشت بیش از یکسال و نیم از قرار بازداشت موقت همچنان در زندان به سر می‌برند. شش تن از آنان در 25 اردیبهشت ماه 87 و یک تن در 15 اسفند 86 بازداشت شدند. اکنون پس از گذشت بیش از یک سال و نیم از دستگیری، این افراد همچنان در بلاتکلیفی به سر می‌برند. جمال الدین خانجانی، بهروز توکلی، سعید رضایی، مهوش ثابت، فریبا کمال‌آبادی، عفیف نعیمی و وحید تیزفهم اسامی هفت مدیر جامعه‌ بهایی است که مسئولیت‌های اداری این جامعه را بر عهده داشته‌اند. قرار قبلی جهت برگزاری دادگاه این افراد، 27 مرداد تعیین شده بود که به تعویق افتاد و به 26 مهرماه موکول گشت. لازم به ذکر است پیش از این نیز قرار بود دادگاه این هفت تن، 20 تیرماه برگزار شود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر طی گفتگویی با عبدالفتاح سلطانی یکی از چهار وکیل این پرونده، به بررسی آخرین وضعیت هفت زندانی بهایی پرداخته است. این مصاحبه شب 25 مهرماه یعنی کمتر از 24 ساعت مانده تا قرار اعلام شده جهت برگزاری دادگاه این هفت تن، صورت پذیرفته است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر: برگزاری دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی طبق قرار قبلی به روز 26 مهرماه موکول شده است. آخرین وضعیت آنان چگونه است و آیا دادگاه برگزار خواهد شد؟ اگر باز هم دادگاه به تعویق بیفتد به نظر شما دلیل آن چیست؟

فردا به احتمال قوی دادگاه برگزار نخواهد شد. در تاریخ 15 شهریورماه بنده و وکلای دیگر این پرونده به قرار بازداشت موقت اعتراض نمودیم. مدت قرار بازداشت موقت قبل منقضی شده بود و دادگاه از نظر قانونی حق تمدید قرار بازداشت موقت را نداشت. پرونده برای رسیدگی به اعتراض بنده و سایر همکاران به دادگاه تجدید‌نظر ارسال شد. اصولا ظرف 4 الی 5 روز به اعتراض به پرونده‌هایی که متهمان آن در زندان به سر می‌برند رسیدگی می‌شود اما در خصوص این پرونده اکنون پس از گذشت حدود 40 روز از فرستادن پرونده به دادگاه تجدیدنظر حتی شعبه‌ای که پرونده به آن ارجاع داده شده باشد نیز برای ما مشخص نیست، به این معنا که مراجعه ما به قسمت رایانه بی‌ثمر بوده و هنوز حتی به ما اعلام نکردند پرونده به کدام شعبه رفته است.

این مطلب نشان می‌دهد که عده‌ای نمی‌خواهند این دادگاه برگزار شود. پیش‌بینی ما نیز همین بود که به احتمال زیاد دادگاه تا فردا برگزار نخواهد شد چرا که هنوز پرونده از دادگاه تجدیدنظر به دادگاه بدوی یعنی شعبه 28 دادگاه انقلاب عودت داده نشده است و تا زمانی که پرونده‌‌ای نباشد طبیعی است امکان رسیدگی وجود نخواهد داشت.

کمیته گزارشگران حقوق بشر: تحلیل شما از علل یکسال و نیم بازداشت موقت این هفت‌تن چیست و آیا تعویق دادگاه و ادامه بازداشت این افراد با شرایط امروز ایران مرتبط است؟

قطعا جریانی که اقدام به بازداشت این هفت‌تن و برخورد با جامعه بهایی نمود اهدافی داشت و می‌توان گفت اکنون پس از گذشت 17 ماه دیگر آن اهداف را دنبال نمی‌کند و حداقل تصور می‌نماید به اهداف خود رسیده است، چرا که پس از گذشت این زمان طولانی از دستگیری، پرونده برای آنان سودی در بر نخواهد داشت. با توجه به شرایط بین‌المللی و همچنین شرایط داخلی نگهداری رهبران جامعه بهایی در زندان به جز هزینه چیزی برای حاکمیت در بر‌نخواهد داشت. مخصوصا با توجه به اینکه این افراد فعال سیاسی نبوده و یک تشکل سیاسی نیز محسوب نمی‌شوند و تنها در حیطه اعتقادات دینی‌شان فعالیت می‌کردند.

در واقع ادامه نگهداری این هفت‌تن، جز اینکه باری بر دوش پرونده نقض حقوق‌بشر جمهوری اسلامی بیفزاید کار دیگری نمی‌کند. به نظر بنده حاکمیت نیز به این نتیجه رسیده است و آنان نیز می‌خواهند بدون اینکه با مشکلی برخورد کنند با تامل و تدبیر به این پرونده رسیدگی کنند. ما نیز پیش‌بینی می‌کنیم ظرف 1 الی 2 ماه آینده با قرار وثیقه آزاد شوند چرا که نگهداری آنان در زندان غیرقانونی است. البته باز هم این امر بستگی به تصمیم قاضی و همچنین شرایط داخلی دارد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر: با توجه به اینکه گروه دیگری از رهبران بهایی 25 سال پیش اعدام شدند آیا می‌توان این تصور را داشت که حاکمیت به دنبال فرصتی است تا این عمل خود را تکرار کند؟ با توجه به اینکه برای این هفت‌تن اتهام مفسد فی‌الارض در نظر گرفته شده است.

درست است که کیفرخواست اعدام برای این هفت‌تن صادر شده اما احتمال اینکه این حکم به جریان بیفتد بسیار بسیار ضعیف است چرا که حاکمیت می‌داند این امر هزینه‌ سنگینی در بر خواهد داشت. به اعتقاد بنده، بیشتر جریان تندرو موسوم به انجمن حجتیه در پشت این پرونده قرار دارد که این انجمن از قبل از انقلاب با جامعه بهایی مخالف بوده است، اما طیف عاقل جناح راست درپی احکام اینچنینی نیست و بعید است که این هفت‌تن با حکم شدیدی روبرو شوند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر: در خصوص حکم محاربه، اگر دو عنصر مادی و معنوی را در نظر بگیریم، آیا عنصر مادی جرم این هفت‌تن اثبات شده است؟

برای هیچیک از هفت اتهام مطرح‌شده در کیفرخواست هیچ عنصر مادی وجود ندارد. کیفرخواست صادرشده تنها شامل کلی‌گویی است و همانند بسیاری از پرونده‌های سیاسی، عقیدتی هیچ استدلال حقوقی در آن وجود ندارد.

پی‌نوشت: دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی برای چندمین بار صبح روز 26 مهرماه به تعویق افتاد. تا به این لحظه هنوز تاریخ جدیدی برای برگزاری دادگاه اعلام نشده است.


برای پدرم و دیگر زندانیان بهایی

سعید رضائی برای پدرم و دیگر زندانیان بهایی
مأمن رضایی (دختر یکی از هفت بهایی زندانی)
کمیته گزارشگران حقوق بشر

ساعتهاست بر صندلی های سالن انتظار اوین نشسته ایم تا اسامیشان را بخوانند. از بلندگوصدایی میگوید: مهوش ثابت! فریبا کمال آبادی! وحید تیز فهم! عفیف نعیمی! جمال الدین خانجانی! بهروز توکلی! سعید رضایی !

پله ها را با سرعت طی می کنیم. هیجان در چشمان همه موج میزند. سعی میکنیم هرچه زود تر خود را به طبقه بالا برسانیم تا بیش از این عزیزانمان را در انتظار نگذاریم.

یک هفته کامل انتظار برای یک ربع ملاقات با خانواده! بی عدالتی است. همه این را می دانیم و با این وجود وقتی چهره های معصومشان را می بینیم که از آن سوی کابین ملاقات با شوق به ما چشم دوخته اند همه ی سختی ها و بی عدالتی ها را فراموش می کنیم.

شانزده ماه است که این داستان ادامه دارد.

شانزده ماه است که این هفت نفر انسان های شریف بی گناه همچون صدها هموطن دیگرشان در بند ظلم گرفتارند. شانزده ماه است که منتظر برگزاری دادگاهند. دادگاهی که می گویند قرار است بعد از بارها تغییر تاریخ این هفته برگزار شود.

هربار که پدرم خبری این چنینی را می شنود لبخند می زند. در پشت لبخند او دنیایی از احساسات پنهان است. دنیایی از آرامش و توکل ناشی از ایمان قوی او به راهی که در پیش گرفته و دنیایی از غم ودلتنگی انسانی که تشنه ی آزادی است.

گاهی که ملاقات حضوری است بدن لاغر شده او را در آغوش میگیریم و دست های سرد او را در دست می فشاریم تا انرژی و عشق خود را به او منتقل کنیم و او به تک تک ما توجه می کند از زندگی و فعالیت هایمان می پرسد و با پیوند که در سالهای اولیه نوجوانیش از داشتن پدر محروم است شوخی می کند و او را در آغوش می فشارد.

از خاطرات زندان برایمان می گوید. چه خاطراتی که سالهای زندگی افرادی که در جامعه چنان مفید بودند اکنون در روزمرگی درون دیوار های زندان تلف می شود. هرکدام با مشکلات جسمی خاصی روبرو هستند و از کمترین امکانات همچون داشتن تخت هم محرومند. هر چند به خوبی می دانند که برای رسیدن به اهداف عالی همیشه فداکاری واز خودگذشتگی لازم است. و این بهائی است که لازم است پرداخته شود.

در این چند ماه اتهامات گوناگونی به این هفت نفر نسبت دادند و آن ها با تکیه بر اعتقادات راسخشان چون کوه استقامت کرده و از عقاید و خواسته های خود و جامعه بهاییان ایران دفاع کردند. این جامعه که سالها هدف انواع ظلم ها و تضییقات بوده است اکنون بیش از پیش نگران وضعیت مدیران اسبق خود و دیگر افرادی است که تنها به دلایل اعتقادی در زندان به سرمی برند و مشخص نیست که چه حکمی در مورد آنها اجرا خواهد شد.

در ملاقات ها به پدرم چشم می دوزم ودر حالی که اشکم روان است در این اندیشه فرو می روم که اگر دادگاه اینان نیز بر اساس اصول قانونی و حقوق بشری برگزار نشود و اگر ما را برای همیشه از نعمت داشتن او و آرامش و عشقی که به زندگیمان می بخشد محروم کنند، چگونه می توانم به زندگی با خلائی که این چند ماه به واسطه نبودنش در زندگیم وجود داشت ادامه دهم؟

اما می دانم که رنجی که در طی این چند ماه کشیده شد،سختی دوری از پدر ها و مادرهایمان و روز هایی که این عزیزان بی هیچ گناهی در بند بودند فراموش نخواهد شد. تاثیرات این استقامت ها به زودی آشکارخواهد شد و ایرانی سربلندو آزاد برای همه ی افراد از عقاید و باور های مختلف خواهیم داشت. این را باور دارم و به امید آن روز و دیدار مجدد پدرم به زندگی ادامه می دهم.

مأمن رضایی (دختر سعید رضایی)

لینک مطلب: کمیته گزارشگران حقوق بشر

2009-10-17

آیا دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی برگزار می شود؟

آیا دادگاه هفت مدیر جامعه بهایی برگزار می شود؟
سپهر عاطفی

دادگاه هفت شهروند بهایی، دستگیر شده در اردیبهشت ماه سال 87 قرار است 26 مهر ماه سال جاری یعنی کمتر از دو روز دیگر البته در صورتی که باز هم مانند دو بار گذشته به تعویق نیفتد برگزار شود، این که چه طور می توان 7 نفر را 16 ماه بدون اثبات اتهام و حتی برگزاری دادگاه در زندان نگاه داشت از آن جمله موارد غیر قانونی است که تنها در نظام های قانون گریز نظیرش را می توان یافت.

ماده ی 37 قانون اساسی می گوید اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم‌شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. اما در مورد بسیاری از متهمین از جمله 7 شهروند بهایی موسوم به گروه "یاران ایران" اصل بر مجرم بودن گذاشته شده است وگر نه توجیه پذیر نیست که اصل را بر برائت بگذاریم اما 1 سال و 4 ماه بدون برگزاری دادگاه سپری شود،اصل سی و دوم قانون اساسی نیز می گوید موضوع اتهام ‌باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثرظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع‌صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه‌، در اسرع وقت فراهم‌گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود. پس باز هم توجیهی ندارد که 7 نفر بازداشت شوند و بعد در طول مدت حبس با اتهامات مختلفی از جمله جاسوسی برای اسرائیل و مفسد فی الارض مواجه شوند که البته این به جز اتهام سازی نمی تواند باشد.

موارد نقض حقوق ایشان چه از شروع بازداشت که بدون حکم و توسط ماموران لباس شخصی و با بد رفتاری و تفتیش منزل و توهین همراه بوده و چه در ادامه کم نبوده است، از روند بازداشت و اتهام سازی ها برای ایشان می توان حدس زد که دادگاه وعده داده شده نیز نمی تواند به قول ماده ی 37 قانون اساسی "صالح" باشد و این احتمال وجود دارد که باز هم با دادگاهی نمایشی رو به رو باشیم.

دادگاه های نمایشی دادگاه هایی هستند که در نظام های دیکتاتوری برای حذف مخالفان و دگر اندیشان به کار می روند و از هنجار های یک دادگاه عادلانه و منصفانه به دورهستند و هدف نهایی آنها تحقیر متهم و نهایتا مجازات های سنگین برای آنان و ارعاب دیگران است که نظیر آن را در این مدت بسیار دیده ایم .

شاید یکی دیگر از دلایل به تعویق افتادن های مداوم دادگاه این گروه سردرگمی مسئولین در مورد رای صادره باشد، زیرا نه سند و مدرکی دال بر جاسوسی و تبلیغ علیه نظام دارند و نه موفق به گرفتن کوچکترین اعترافی از ایشان شده اند، هر چند در دیگر موارد نیز بدون مدرک حکم می دهند، نمونه اش دادگاه فرزاد کمانگر که در کمتر از ده دقیقه او و دو نفر دیگر از فعالان کرد را به اعدام محکوم کرد اما به نظر می رسد توجه جامعه ی جهانی به وضعیت این گروه باعث شده است نتوانند حکم از پیش تعیین شده ی خود را در دادگاهی صوری ابلاغ کنند. باید دید نرسیدن ابلاغیه ی دادگاه به دست وکیل مدافع این گروه که بر اساس قوانین باید دو روز زودتر از موعد برگزاری دادگاه به دست ایشان برسد، آیا به معنی تعویق دوباره ی این دادگاه است یا خیر.

2009-10-16

بلاتکلیفی رهبران جامعه بهاییان ایران

بلاتکلیفی رهبران جامعه بهاییان ایران
دویچه وله
مهیندخت مصباح
۲۳ مهر ۱۳۸۸ (۱۵ اکتبر ۲۰۰۹)

رهبران جامعه بهاییان ایران بیش از یک سال و نیم است که با قرار بازداشت موقت در زندان به سر می‌برند. پرونده حجیم این گروه، شهریور به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. از جمله اتهام‌های هفت‌گانه آنان، جاسوسی و فساد فی‌الارض است.

اردیبهشت ماه سال ۸۷ بود که هفت تن از رهبران جامعه بهاییان ایران از سوی ماموران امنیتی بازداشت شدند. این گروه که شامل دو زن و پنج مرد است، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را بر عهده داشته‌اند. آنان اعضای "محفل ملی غیر رسمی بهاییان ایران" مشهور به "گروه یاران" هستند.

از جمله اتهام‌های این هفت تن، ایجاد تشکیلات غیرقانونی، توهین به مقدسات، جاسوسی برای اسراییل و اقدام علیه امنیت ملی است. چند ماه پس از دستگیری آنان، اتهام جدید و تهدید‌کننده‌‌ی "مفسد فی‌الارض" به موارد پیشین اضافه شد. کیفر چنین اتهامی در جمهوری اسلامی، مرگ و اعدام است.

دیان علایی، نماینده جامعه بهایی در دفتر ژنو سازمان ملل، در گفت‌وگو با دویچه‌وله، خبر می‌دهد که قرار قبلی محاکمه این گروه در ۱۸ اکتبر سال جاری، به دلایل نامعلوم به تعویق افتاده و وضعیت‌شان مانند سایر زندانیان بند ۲۰۹ اوین، سخت و نگران‌کننده است.

عبدالفتاح سلطانیعبدالفتاح سلطانی یکی از چهار وکیل مدافع پرونده این گروه که تاکنون موفق به دیدن موکلان خود و مطالعه کامل پرونده آنان نشده، به دویچه‌وله گفت: "کیفرخواستی که صادر شده، خطرناک است. معاونت امنیت دادسرای تهران در زمان تشکیل این پرونده، حسن زارع دهنوی بود معروف به قاضی حداد که خیلی سختگیرانه و خارج از چارچوب قوانین برخورد می‌کرد. جالب است بدانید، دادیاری به نام حیدری فرد که از یکی از مراجع قم استعلام کرده و ایشان هم خیلی کلی گفته، اگر جاسوسی کرده باشند، مفسد فی الارض هستند. این در حالی است که وزارت اطلاعات گزارش داده که جاسوسی این عده محرز نیست".

به گفته عبدالفتاح سلطانی، پرونده این گروه چنان سنگین و حجیم است که هر یک از وکلا تنها موفق به خواندن بخشی از آن شده‌اند. این پرونده با وجود تمام شدن تحقیقات مقدماتی و آمادگی متهمان برای دفاع و محاکمه، در دسترس هیچکس قرار ندارد و معلوم نیست به کدام شعبه دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است. عبدالفتاح سلطانی می‌گوید: "به نظر می رسد، مایل نیستند که به این زودی محاکمه را انجام دهند. انگار اراده‌ای هست برای عدم محاکمه، ولی دلیل را ما نمی‌دانیم. البته برای شرایط فعلی عذر دارند، زیرا پرونده برای اعتراض به شعبه رفته است. اساسا روند اعتراض به قرار، حداکثر یک هفته طول می‌کشد، ولی بیشتر از یک ماه است که پرونده درشعبه‌ها سرگردان شده است".

دیان علایی، نماینده بهاییان در دفتر ژنو سازمان ملل تاکید می‌کند که تقاضای جامعه جهانی، آزادی این گروه به قید وثیقه و محاکمه علنی آنان است. خانم علایی یادآوری می‌کند که به دلیل غیرقانونی اعلام شدن کلیه نهادهای بهایی، در حال حاضر هیج تشکیلاتی از سوی بهاییان در ایران وجود ندارد. خانم علایی می‌‌گوید:

"آزار و تبعیض دینی ادامه دارد و بیشتر هم شده است. دستگیری‌ها صورت رسمی پیدا کرده‌اند و در حال حاضر حدود ۳۰ نفر به اتهام بهایی بودن در زندان‌های ایران هستند. کودکان بهایی را در مدارس اذیت می‌کنند و ورود به دانشگاه‌ها هم با سختی صورت می‌گیرد".

عبدالفتاح سلطانی احتمال صدور حکم اعدام برای این هفت نفر را با توجه به شرایط شعبه و اوضاع بین‌المللی ضعیف می‌داند. وی ابراز امیدواری می‌کند که متهمان با قید وثیقه، کفالت، ضمانت یا هر قید قانونی دیگری آزاد شده و به پرونده‌شان در یک فضای به‌دور از تشنج و با رعایت ضوابط دادرسی عادلانه رسیدگی شود.

هفت بهایی دستگیر شده، طی یک سال و نیم بازداشت، تنها یک بار با دو تن از وکلای مدافع خود دیدار داشته‌اند. بنا بر گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد تبعیض و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.

مهیندخت مصباح
تحریریه: بابک بهمنش

لینک خبر: وب سایت دویچه وله، صدای آلمان
http://www.dwelle.de/dw/article/0,,4793070,00.html